دوشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 4:11 PM
کاش این خونه من بود..................

همیشه عاشق اینم که یه جای بلندی مثل اینجا بشنم و زل بزنم به منظره روبروم....
خوشحالم که یه همچین لحظه ای رو زندگی کردم...با هیچ لذتی تو دنیا عوضش نمی کنم
پنج شنبه ۷ اردیبهشت ۹۱-الیمستان آمل-با یه گروه فوق العاده-ساعت حدود ۳ بعدازظهر-یکی از بهترین روزای عمرم
یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 02:57 AM
آخر این هفته اگه خدا بخواد و برنامه هام جور دربیاد یه سفر طبیعت گردی دارم...
از اول بهار دارم به یه همچین منظره ای فکر می کنم و سعی کردم جذبش کنم
...

شنبه 26 فروردین ماه سال 1391 ساعت 10:55 PM
حرف های زیادی دارم در دل
برای گفتن
بسیاری لاف شنیدنش را می زنند
اما حرفهایم برایشان همیشه سکوت می شود
قفلی محکم بر دهانم خورده
نمی دانم از کجا آمد و چگونه بر لبم نشست
اما حالا تارهای صوتی حنجره ام
سوزهای دلم را نمی نوازند
تنها و تنها وسعت حرفهایم به اندازه بیهودگی های اطرافم است
با کمی لبخند اضافه برای همان اطرافیانم
یکشنبه 21 اسفند ماه سال 1390 ساعت 11:26 PM
بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید
و
بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت..
بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم،
بعضی جلد نازک و بعضی اصلا جلد ندارند.
بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و
...
بعضی آدمها ترجمه شده اند و
بعضی تفسیر می شوند.
بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند
وبعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند.
بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه و سفیداند
و
بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند
از روی بعضی از آدمها باید مشق نوشت
و
از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت
شنبه 20 اسفند ماه سال 1390 ساعت 00:40 AM
حالا که اینقد به مردن فکر می کنه منم کمکش می کنم که برای مردن آماده بشه!
پ.ن:به موقع متدی که انتخاب کردم رو توضیح میدم،از سوء قصد ولی خبری نیست!